از ساعتی قبل نیروی انتظامی با تعداد کثیری از نیروهای خود به همراه گارد ضد شورش، ماشین ها و تجهیزات کامل در تمام خیابان های اطراف و در جلو در سازمان آموزش و پرورش مستقر شده و مشغول گشت زنی بودند. معلمان که به صورت انفرادی یا در گروه های چند نفری به محل تجمع می آمدند و هر لحظه بر تعدادشان افزوده می شد با در های بسته سازمان مواجه شدند. آنان با اعتراض به بسته بودن در سازمان در ساعت اداری خواهان باز شدن در و ملاقات با وزیر آموزش و پرورش یا معاونان وی بودند. ماموران نیروی انتظامی با غیرقانونی خواندن این تجمع سعی در پراکنده کردن معلمان داشتند و به آنان می گفتند که متفرق شوند و محل را ترک کنند. معلمان با پافشاری بر خواسته خود می پرسیدند "آیا کارما کارمندان اداره که می خواهیم به اداره خود برویم و با وزیر و مسولان اداره ملاقات کنیم و مشکلات خود را با آن ها در میان بگذاریم غیرقانونی است، اما بستن در اداره در ساعت اداری، نگه داشتن همکاران در پشت در بسته و جوابگو نبودن به آن ها قانونی است؟" نیروی انتظامی با گرفتن بلند گوی معلمان و پلاکارد بزرگی که در دست داشتند سعی کرد معلمان را متفرق کند ولی معلمان بر روی زمین در مقابل در اداره نشستند و با خواندن سرودی به یاد خانعلی معلم مبارزی که در اعتصاب معلمان در سال 1340 در تجمع معلمان در جلو مجلس به ضرب گلوله پلیس کشته شد،مراسم خود را آغاز کردند. در این مراسم ابتدا از طرف کانون صنفی معلمان ایران لوح تقدیری به خانواده دکتر خانعلی تقدیم شد. یکی از اعضای کانون معلمان با ابراز تاسف از این که این لوح تقدیر در خیابان و پشت درهای بسته اداره خود معلمان به خانواده استاد شهید خانعلی تقدیم می شود، متن لوح تقدیر را چنین قرائت کرد: "در شب تاریک استبداد خانعلی ستاره ای بود که درخشید، شعار او عدالت بود و شعار ما نیز". پس از آن دو لوح تقدیر دیگر به آقایان احدیان و فرد از بازماندگان اولین حرکات جنبش معلمان در دهه 40 که در درگیری با پلیس مضروب شده بودند، اهدا شد. آقای فرد در سخنان خود گفت: "مهم ترین قدمی که برای گرفتن حق باید برداشت این است که ترس را در وجودمان بکشیم. بزرگ ترین گناه ترس است". معلمان در تایید صحبت های ایشان یک صدا فریاد زدند : "معلم می میرد، ذلت نمی پذیرد". پس از آن یکی از معلمان که در پی اعتراضات معلمان در سال گذشته مدت 71 روز در سلول انفرادی در بازداشت و تحت بازجویی بوده است طی سخنانی گفت : "امروز روزگار فرهنک و فرهنگیان کشور بهتر از روزگار خانعلی نیست. ما را اخراج ، دستگیر و زندانی می کنند، در دادگاه به ما اتهام اقدام عله امنیت ملی می زنند در حالی که ما تنها حقوق حقه خودمان را می خواهیم. پس از گذشت 5 سال هنوز قانون نظام هماهنگ حقوقی را اجرا نکرده اند. با تمام قوا برای اجرایی کردن نظام هماهنگ حقوقی متحد شویم". که معلمان با سر دادن شعار" نظام هماهنگ اجرا باید گردد" حرف های ایشان را تایید کردند. یکی دیگر از سخنرانان طی سخنان خود تاکید کرد که "بازنشستگانی هستند که وضعیت معیشتی شان بسیار بدتر از شاغلان است که ما باید آن ها را هم در نظر بگیریم. ما از بازنشستگان محترم حمایت می کنیم". درپی این صحبت جمعیت فریاد زد: "حقوق بازنشسته، پول آب و برق نمیشه". "بازنشستگان محترم حمایتتان می کنیم ، حمایتتان می کنیم". آقای باغانی رئیس کانون صنفی معلمان نیز در سخنانی اعلام کرد: "طبق اصل 27 قانون اساسی هرگونه تجمع و تظاهرات مسالمت آمیز مجاز است. ما که اسلحه دستمان نگرفته ایم. ما برای احقاق حقوق خودمان در اینجا جمع شده ایم. نیروی انتظامی موظف است امنیت ما را برقرار کند نه این که امنیت ما را بر هم بزند و با ما بر خورد کند. اگر به خواسته های ما رسیدگی نشود، در روز 13 مهر تجمع سراسری برگزار خواهیم کرد.ما از وزیر دعوت رسمی کرده ایم که به جمع ما بیاید اما نیامده. چه جمعی از این فرهیخته تر. ما متاسفیم برای وزیر که نگذاشته با ایشان صحبت کنیم. اما بدانید ما احتیاجی به شما نداریم. این شمایید که به معلم احتیاج دارید. دولت احتیاج به معلمان دارد". در این هنگام معلمان با کف زدن های پیاپی صحبت های آقای باغانی را تایید کردند. او ادامه داد : "ما رئیس جمهور را دعوت می کنیم که یک بار دیگر قانون اساسی را بخواند. رئیس جمهور مسئول اجرای قانون اساسی است. یک طرف دولت است، اما یک طرف هم ملت است. ملت اصل نظام است. رئیس جمهور مسئول است. رئیس جمهور نمی خواهد به معلمان عزت داده شود. ما به رئیس جمهور می گوییم یک مناظره در تلویزیون بگذارد. ما اخطار دادیم. روز 13 مهر 200 هزار نفر از معلمان می آیند. معلمان حرفشان را بزنند. معلمان مصاحبه کنند. به جراید دستور داده اند با معلمان مصاحبه نکنند. چیزی از معلمان چاپ نکنند. تخم تملق و چاپلوسی در میان مردم افکندن و جلو نقد را گرفتن به مردم صدمه می زند.باغانی مهم نیست که اعدام شود، اما فرهنگ کشور در خطر است. بهشتی همکارمان را دستگیر می کنند. آقای بهشتی سه مرتبه زندان اوین را تجربه کرده. دستگیرش می کنند، تهدیدش می کنند، زنش را تهدید می کنند، بچه اش را تهدید می کنند". در این هنگام جمعیت فریاد زد : "بهشتی، بهشتی حمایتت می کنیم". باغانی ادامه داد: "معلم نباید ترسو باشد. معلم باید شجاع باشد. اگر معلم ترسو باشد، بچه های ترسو تربیت می کند.رئیس جمهور باید افتخار کند که معلمان شجاع هستند. ما از وزیر و مسئولان اداره آموزش و پرورش شکایت می کنیم که در اداره را در ساعت اداری به روی معلمان بستند. کانون صنفی معلمان قانونی است. ما مجوز از وزارت کشور داریم. ما اساسنامه داریم. مجمع عمومی تشکیل داده ایم. هیئت مدیره را با رای معلمان انتخاب کرده ایم". معلمان یک صدا شعار دادند: "معلم آزاده آماده ایم، آماده". درپایان قطعنامه مراسم خوانده شد که طی آن معلمان خواهان اجرای نظام هماهنگ پرداخت حقوق، پرداخت مطالبات معوقه معلمان، امنیت شغلی معلمان ، لغو احکام اخراج، تبعید و زندان معلمان و پایان دادن به دستگیری و محاکمه معلمان شدند. این مراسم باشرکت حدود 400 نفر از معلمان برگزار شد و با این که نیروی انتظامی بارها تلاش کرد معلمان را متفرق کند حدود 3ساعت ادامه پیداکرد. معلمان پلاکاردهایی در دست داشتند که مسائل و مشکلات و خواسته های آن ها را بیان می کرد، از جمله:
لایحه مدیریت خدمات کشوری، رفع تبعیض و حقوق عادلانه
نظام هماهنگ اجرا باید گردد
آنچه هر روز در رسانه ها به معلم می دهید، به خودشان بدهید
معیشت و منزلت حق مسلم ماست
در کجای دنیا معلم را به جرم یک حرکت صنفی در دو دادگاه محاکمه می کنند !!
شرایط کاری بهتر برای معلمان به معنای شرایط یادگیری بهتر برای دنش آموزان است
وعده های تو خالی تا کی؟ تخریب وجهه معلم تا کی؟
آموزش و پرورش آبرومند ، مدیریت انتخابی، امنیت شغلی
معلم چه کند که معلم بماند و نیازمند نباشد
از پول نفت بر سر سفره های مردم فقط کوپن عدس به معلمان رسید
دو خبر از جراید:
- ایران کمک دومیلیاردی به شکل وام کم بهره و کمک بلا عوض دراختیار سریلانکا قرارمی دهد.
- حق الزحمه معلمان شش ماه به تعویق افتاده است.
آنچه باید در مورد این تجمع معلمان و نیز تجمع پیش از آن در ابن بابویه گفت فضای توهم آمیز حاکم بر سخنان و شعارهایی است که این گونه القا می کنند که گویا معلمان با استناد به "قانون" و "اصلاحات" و نظایر این ها می توانند به مطالبات خویش دست پیدا کنند. باید از "کانون صنفی معلمان" و تشکل های نظیر آن پرسید آیا شکست کامل اصلاح طلبان دوخردادی برای اثبات توهم آمیز بودن این رویکرد کافی نبود؟ آیا این شکست مفتضحانه به روشنی نشان نداد که سرمایه و دولت آن در ایران اصلاح پذیر نیست ؟ آیا این شکست نشان نداد که "نیازمند" بودن معلمان، خالی بودن سفره های آنان، بی منزلتی، عدم امنیت شغلی، دستمزدهای فرسنگ ها زیر خط فقر، عدم پرداخت بموقع همین دستمزدهای ناچیز، بی حقوقی و سرکوب اعتراض ها، دستگیری و محاکمه و زندان و اخراج و تبعید و به طور کلی تمام آنچه معلمان می کشند نه به خاطر "عدم اجرای" ! قانون اساسی و "اصلاحات" و نظایر این ها بلکه دقیقا به علت حاکمیت رابطه سرمایه بر زندگی آنان است و معلمان اگر می خواهند از دست این مصائب رها شوند باید دست در دست سایر کارگران برای از میان برداشتن این رابطه انسان ستیز و دولت مدافع آن مبارزه کنند؟
کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری (منطقه تهران)
17/2/87