یادداشتی درباره ی آنفولانزا
امروز در مدرسه بیشتر بچه های کلاس شدیدا ً سرفه می کردند.به نحوی که دچار هراس شده بودم .گا ها ً احساس خفگی ناشی از استنشاق هوای بازدم بیشتر از سی وپنج دانش آموز به من دست داده بود.ناچارا ًپنجر ه ی کلاس را باز گذاشته بودم.زنگ تفریح با همکاران شروع به سخن نمودیم.همه ی آنها در مورد بیماری بچه ها حرف می زدند.با وارد شدن مدیر به اتاق دفتر تقریبا ً همه شروع به انتقاد نمودند.همگی اهمال کاری اورا مورد هجوم قرار دادند. آخرچند مدرسه در سطح سنندج تعطیل شده و در بیشتر مدارس کلاس های درس به حالت نیمه تعطیل درآمده است.باز همکاران او را مورد حمله قرار دادند.اما مدیر با چهر ه ای خندان وبه دور ازاضطراب شروع به آرام نمودن همکاران کرد. با شوخی های ملایمی جو دوستانه ای برقرار کرد.همه آرام شدند و به سخنان او گوش دادند تا جواب انتقادشان را بگیرند .اما با جواب او چشمان همه ی ما از تعجب گرد شده بود.او گفت من هر روز صبح گزارش غیبت داش آموزان را به اداره می فرستم.اما اداره مقرر نموده ،مدیر گزارش شیوع بیماری را به اداره بفرستد . ناحیه نیز بر اساس آن با فرستادن گزارشی اداره بهداشت را مطلع می کند و اداره ی مذکور نیز با فرستادن پزشک معتمد خود، دوباره گزارشی را تنظیم کرده و به سازمان آموزش و پرورش می فرستد.حال همکاران سازمان با نهایت وظیفه شناسی و احساس مسئولیت با استناد به گزارشهای مدیر،ناحیه و مسئو لان بهداشت ،گزارش جدیدی تنظیم کرده و به استانداری می فرستند و بالاخره به مقام سیا سی _امنیتی ارجاع داده می شود و ایشان هستند که تصمیم می گیرند مدرسه ای باز باشد یا بسته شود.با اتمام حرف مدیر زنگ خورده بود و معلمان به فضای آلوده ی کلاس برگشته تا با بچه های بیمار و محیط اشباع شده از مرض به تعامل برسند و به امر آموزش لطمه ای وارد نشود.بعد از آن به فکر فرو رفتم .چند روز پیش بود در اخبار شنیدم که کشور چین تمام دانش آموزان خود را واکسینه کرده است .آنچه که بیش ازهمه مایه ی مباهات من بود ،تعداد گزارش هایی است که باید در کشوری که تعداد دانش آموزانش از جمعیت ایران بیشتر باشد ،نوشته شده باشد.تا مسئولین بهداشت وارد عمل شوند.و مدرسه مصون بماند. پیمان نودینیان
