| اطلاعیه وزارت آموزش و پرورش درباره یک شایعه |
| 26 فروردين 1387,ساعت 08:25:30 | |
|
ايران اکونوميست: وزارت آموزش و پرورش طي اطلاعيهاي شايعه «استفتا از مراجع عظام در مورد حقوق و مزاياي تابستان فرهنگيان» را تكذيب كرد. به گزارش فارس، روابط عمومي وزارت آموزش و پرورش با تكذيب شايعهاي كه در بين فرهنگيان شيوع پيدا كرده مبني بر اينكه وزير آموزش و پرورش در ديدار با مراجع و علماي قم از آنها در خصوص «حلال بودن يا نبودن حقوق معلمان در تابستان» استفتا كرده است، اعلام كرد: علياحمدي در روزهاي آغازين سرپرستي «شنبه 17 آذر 86» به همراه جمعي از معاونان و مديران ستادي وزارت آموزش و پرورش با علما و مراجع عظام تقليد در قم ديدار كرده و در مورد جايگاه آموزش و پرورش و مسائل فرهنگي و تربيتي آموزش و پرورش صحبت و تقاضاي رهنمود كرد ولي به هيچ عنوان در مورد حقوق و مزاياي معلمان در تابستان صحبتي نشد. در ادامه اين اطلاعيه آمده است: از آن زمان تاكنون هيچگونه مذاكره و مكاتبهاي با مراجع محترم تقليد انجام نشده است لذا انتشار چنين شايعهاي دروغ محض و شيطنت مغرضان بوده است و رسانهها ميتوانند به نمايندگي افكار عمومي از مراجع بزرگوار كه چراغ هدايت و تربيت هستند، صحت و سقم چنين شايعهاي را جويا شوند. اين اطلاعيه ميافزايد: اين روزها دشمنان و بدخواهان به منظور تخريب چهره دولت خدمتگذار دست به شايعه پراكني ميزنند. فرهنگيان محترم مطمئن باشند كه وزير آموزش و پرورش حامي آنهاست و صحبتهاي غيررسمي ، شفاهي و غير مكتوب صرفاً شايعه بوده و هيچگونه اعتباري ندارد. در پايان اين اطلاعيه آمده است: مشروح مذاكرات و بيانات علياحمدي و علماي عظام از طريق چندين شماره پيدرپي نشريه نگاه و بخشهايي در روزنامههاي كثيرالانتشار به اطلاع عموم فرهنگيان رسيده |
برای جلوگیری از اعدام فرزاد کمانگر باید که متحد شویم چرا که فرزاد کمانگر یکی از فعالین صنفی معلمان کامیاران است و برخود لازم می دانیم که به عنوان فعالین صنفی معلمان از همکار خود دفاع کنیم و تمام تلاش خود را بر جلوگیری از اعدام این فعال صنفی متمرکز کنیم.
اين فعال مدني و سياسي پس از بيش از 18 ماه بازداشت توام با شکنجه هاي جسمي متعدد در اداره هاي اطلاعات کرمانشاه ، سنندج و 209 اوين که منجر به آسيبهاي جسمي و روحي متعددي گشته بود سرانجام در دادگاهي به مدت هفت دقيقه به اعدام محکوم شد.
فرزاد كمانگر معلم آموزش وپرورش شهرستان كامياران با 12 سال سابقه تدريس كه از يكسال قبل از دستگيري در هنرستان كارودانش مشغول به تدريس بوده همچنين عضو هيئت مديره انجمن صنفي معلمان شهرستان كامياران شاخه كردستان ميباشد و تا زمان فعاليت اين انجمن و قبل از اعلام ممنوعيت فعاليتهاي آن مسئول روابط عمومي اين انجمن بوده است . همچنين عضو شوراي نويسندگان ماهنامه فرهنگي - آموزشي رويان (نشريه آموزش و پرورش كامياران) که توسط حراست آموزش و پرورش توقيف شده است و نيز عضو هيئت مديره انجمن زيست محيطي كامياران (ئاسك) ميباشد و از اواخر سال 84 نيز با نام مستعار سيامند به عضويت مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران درآمده است.
زانیاری
سرگذشت سال 1386 در کردستان
به بهانه به پایان رسيدن سال 1386 بر آن شدم كه از حافظه ام ياري جويم وخاطراتي از مهرورزي؛ دولت مهرورزاحمدي نژاد رادرسال 86 مرور كنم. اين مهرورزان كه فرياد عدالت خواهيشان گوش فلك را كر كرده است و مدعي بسط و گسترش عدالت براي تمام جهان مي باشند مي خواهند با کدام کارنامه قبولی ادعایشان را ثابت کنند؟
اينك گوشه اي از مهر ورزي آنها را بيان مي كنم.
ــــ با نظر سنجي و گفتگوي كوتاه با همكاران و فرهنگيان مي توان به اين نتيجه رسيد، كه آنها اميدي به بهبود كيفيت در آموزش وپرورش دانش آموزان ندارند و كيفيت در آموزش وپرورش هم اكنون سير نزولي و منفي را طي مي كند و فرهنگيان خود نااميد و بعظاَ نيز بي تفاوت شده اند و اين جمله كه: (نظر ما در آموزش وپرورش خريداري ندارد.) جمله ي غالب معلمين شده است و بسياري از آنها به شغلهاي دوم و سوم روي آورده اند كه خود تأثير بسيار منفي روي آموزش و پرورش بچه ها گذاشته است و معلم را در ديد بسياري از بچه ها تحقير نموده است و اين اوضاع درسال 86 نمود بيشتري پيدا كرده است و معلمين را در بحران بي تفاوتي هدايت مي نمايد.
ـــ سرانه ي آموزشي مدارس كه تنها تكيه گاه مديران مدارس براي اداري امور مالي مدرسه مي باشد، بعد از حدود پنج ماه مقداري از آن واريز شد، كه باهزينه هاي انجام شده جور در نمي آيد و مديران پاييز و زمستان را چگونه سپري كرده اند!؟ تو خود حديث مفصل بخوان.
ـــ سركوب فرهنگيان در فروردين و ارديبهشت 86 به خاطرعدالت خواهي كه باعث شد حدود 150 نفرآنها با احكامي ازقبيل بازنشتگي زود هنگام، انفصال از خدمت ، تقليل گروه و پايه به مدت 1 تا 2 سال، تبعيد و نفي بلـد از استان محل خدمت به دورترين استانها ، توبيخ با درج در پرونده و زندان تعليقي مواردي بودند به اضافه ي بازداشتهاي تا حدود چند ماه براي بعضي از دوستان همكار
ــــ عدم پرداخت 80 هزارتومان كه در سالهاي قبل به نام بن كارمندي به فرهنگيان پرداخت مي شد اما امسال مهر ، مهرورزان شامل اين بن هم نشد.
ــــ براي افزايش درصد قبولي هرساله درگرماي تير ماه بدون هيچ گونه امكانات سرمايشي كلاسهاي جبراني براي دانش آموزان تجديدي گذاشته مي شود و همان موقع هزينه ي اين كلاسها از بچه ها گرفته مي شود و به خزانه ي آموزس وپرورش ريخته مي شود اما حق الزحمه ي معلمين را امسال در دي ماه پرداخت نمودند.(يعني بعدازحدود 6 ماه).
ــــ با توجه به قول و قرارها وتصويب لـوايح ازطرف مجلس و دولت و مسؤلين كه لايحه ي خدمات كشوري از اول فروردين 86 بايد به اجرا در مي آمد، اما اين لايحه علاوه براينكه اجرا نشد ؛ هم اكنون مي رود كه به زباله دان تاريخ ريخته شود .
ـــ معلمين حق التدريس (پاره وقت)، كه به اميد استخدام رسمي (كه اكثراً داراي 6 يا 7 سال سابقه ي تدريس)
با چندرغازي كه دريافت مي كنند امسال با گذشت 5 ماه با هزار منت و تحقيرموفق يه دريافت همان چندرغاز شدند.
ـــ معلمين آموزشيار نهضت سواد آموزي كه طرف قرداد با آموزش و پرورش شده اند(به نام آموزشيار قراردادي) نيز بعد از 5 ماه موفق به دريافت حقوق و مزايايي بخور و نمير شده اند.
ـــ معلميني كه با عناوين مختلف ارتقاء گروه پيدا كرده اند هنوز موفق به دريافت تفاوت حاصله ازصدورحكم نشده اند و اين احتمال وجود دارد كه مبالغ حاصله از اين تفاوت به صندوق ديون ريخته شود (بنده بعد از 15 سال خدمت از ماهيت اين صندوق اطلاعي ندارم). و همچنين حق الزحمه ي اضافه تدريس همكاران در آذر،دي، بهمن واسفند پرداخت نشده است.
ــــ بازنشسته هاي سال 86 موفق به دريافت مبالغ باز نشستگي (پاداش پايان خدمت) نشده اند (كه آنها خود داستاني دارند) اين باز نشسته ها بنا به قول مسؤلين مبني بر پرداخت پاداش، مبادرت به خريد خودرو، تعمير خانه و يا خريد مسكن نموده اند اما چون پاداش را به موقع دريافت نكرده اند بنابراين دچار ضرر وزيان فراوان شده اند.
ــــ پائیز امسال شاهد تبعید همکار عزیزمان جناب آقای اسکندر لطفی از مریوان به اردبیل بودیم که به دلیل تعلیق و انفصالهای فراوان و سایر فشارهای وارد بر معلمان سراسر کشور چندان مورد توجه سراسری معلمان قرار نگرفت و آنگونه که می بایبست و شایسته بود با این همکار محترم احساس همدردی نشد.
ــــ صدور حکم اعدام برای همکار کامیارانی نیز ضربه ای هولناک بر پیکره ی نحیف فعالیت صنفی کردستان زد هرچند حکم ایشان بیشتر به دلایل سیاسی صادر شده است اما فرزاد کمانگر قبل از آنکه سیاسی باشد فعالی صنفی است که فعالیتهایش در آموزش و پرورش کامیاران این موضوع را ثابت می کند.
ــــ در پايان سال هم، باز مهر، مهرورزان گل كرد و كالابرگ هايي به نام بن كارمندي (كه اين حقه ايي از حقه هاي ديگر آنها است) به فرهنگيان داده اند و با كسب امضاء از همكاران مبلغ 16 هزار تومان از حقوق ومزاياي ايشان كم ميكنند و به گفته ي انها اين كالا برگ ها به قيمت 38 هزار تومان مي باشد وفرهنگيان هم اكنون حاضر اند اين كالا برگ ها را به قيمت 20 هزار تومان بفروشند اما هيچكس حاضر به خريداري انها نيست. زيرا معلوم نيست متولي توزيع نخود، عدس و... كه روي اين كالا برگ ها نوشته شده كدام تعاوني يا فروشگاه مي باشد. وتجربه هاي قبلي نشان داده كه تعاوني ها كالاهاي بنجُل وته انباري خود را در طي سال به فروش نرفته بار معلمين ميكنند وبدين صورت تحقيري ديگر روي تحقيرها .
امیدواریم که سال ۸۷ سالی بدون این مشکلات باشد و ...
دیاکو کردستانی
با آرزوی پیروزی برای تمامی هموطنان در سال جدید به ویژه فرهنگیان حق طالب نظر شما را به مقاله زیر جلب می نمایم :
سالی که گذشت شاهد هویدایی الطاف بی دریغ دولت کریمه ایی بودیم که شعارهای انتخاباتی اش : مهرورزی ، عدالت خواهی وعدالت پروری، و برقراری پول نفت بر سفره های مردم بود...
ادامه مطلب
ما چه می گوئیم
عباس معارفی
ما می گوییم اگرتوسعه همه جانبه ی کشور درگروسرمایه گذاری درآموزش وپرورش است ومورد تصدیق خاص وعا م وملی وجهانی است ، پس باید معلم آن تامین باشد.
ادامه مطلب
نگاهی به گذشته ، دیروز و امروز لایحه مدیریت خدمات کشوری
ادامه مطلب
در حاشیه ی عیدی کارمندان
آیا دویست هزار تومان فرش و پوشاک است ؟
آیا دویست هزار تومان از وسایل آشپزخانه است؟
آیا دویست هزار تومان در جیب جا می گیرد؟
آیا دویست هزار تومان خوردنی است ؟
آیا دویست هزار تومان واحد مسافت است ؟
آیا دویست هزار تومان پرتقال و آجیل و خرید عید است ؟
آیا دویست هزار تومان انرژی هسته ای است که حق مسلم ماست ؟
آیا دویست هزار تومان شهری است که باید به آنجا مسافرت کرد ؟
آیا دویست هزار تومان جشن یک روزه ی پانزده اسفند است ؟
آیا دویست هزار تومان صد تا دو هزاری و دویست تا هزار تومانی است؟
آیا دویست هزار تومان دو قسط صد هزار تومانی است؟
آیا دویست هزار تومان را یک نفر می تواند بشمارد ؟
آیا دویست هزار تومان انتخابات است که ما حق انتخاب داشته باشیم ؟
آیا دویست هزار تومان یک دست کت و شلوار است ؟
آیا دویست هزار تومان خیلی خیلی بزرگ است ؟
آیا دویست هزار تومان مایه ی حیات است یا آب مایه ی حیات است ؟
آیا دویست هزار تومان در یک قلک پلاستیکی با شکل خرس جا می شود ؟
آیا دویست هزار تومان چهار حلقه لاستیک است ؟
آیا دویست هزار تومان معمای پیچیده ی حل نشده ی یک کارمند است ؟
آیا دویست هزار تومان یک چالش بین المللی است ؟
آیا دویست هزار تومان داروی ضد بیماری و ویروس است حتی سرما خوردگی ؟
آیا دویست هزار تومان مستاجر است یا اجاره یا صاحب خانه ؟
آیا دویست هزار تومان چرک کف دست کارمند است ؟
آیا دویست هزار تومان را پی نی کیو در خواب دید ؟
آیا دویست هزار تومان بلیت رفت و برگشت دو کارمند با هواپیما به مشهد است ؟
آیا با دویست هزار تومان اسفند نوروز نمی شود ؟
آیا با دویست هزار تومان لب های یک خا نواده خندان نمی شود ؟
آیا با دویست هزار تومان دیگر به خانه ی کارمند میهمان نمی آید ؟
آیا با دویست هزار تومان کرم ها دیگر دندان های کارمند را خراب نمی کنند ؟
آیا با دویست هزار تومان کارمند "ان یکون کفرا" می شود ؟
آیا با دویست هزار تومان می توان یک متر قبر برای آرام زیستن خرید ؟
نتیجه ی اخلاقی این که وقتی با سرانه ی دویست هزار تومانی یک مدرسه ی 120 نفری به حیات خود ادامه می دهد پس خانواده ی یک کارمند سه نفره تا 117 نفر دیگر می تواند افزایش جمعیت داشته باشد؟
